اِشعیا 31

وای بر متکیان بر مصر! 1 وای بر آنان که برای کمک، به مصر فرود می‌آیند و بر اسبان توکل می‌کنند، که اعتمادشان بر کثرت ارابه‌ها و قدرت سوارکاران است،…

اِشعیا 32

پادشاه عدالت 1 اینک پادشاهی به عدالت سلطنت خواهد کرد، و حکمرانان به انصاف حکم خواهند راند. 2 هر یک همچون پناهگاهی در برابر باد و سرپناهی در برابر توفان…

اِشعیا 33

تنگی و اعانت 1 وای بر تو ای ویرانگر که خود ویران نشده‌ای! وای بر تو ای خیانتکار که خود طعم خیانت نچشیده‌ای! آنگاه که از ویران کردن فارغ شوی…

اِشعیا 34

داوری بر قومها 1 ای قومها نزدیک آیید و گوش فرا دهید؛ ای ملتها توجه نمایید. زمین و هرآنچه در آن است بشنود؛ جهان و هرآنچه از آن برون می‌آید…

اِشعیا 35

شادی نجات‌یافتگان 1 بیابان و خشکزار شادمان خواهد شد و صحرا به وجد آمده، چون گل سرخ خواهد شکفت؛ 2 شکوفۀ بسیار خواهد آورد و وجدکنان فریاد شادی سر خواهد…

اِشعیا 36

تهدید سنحاریب 1 در چهاردهمین سال سلطنت حِزِقیای پادشاه، سنحاریب پادشاه آشور به تمامی شهرهای حصاردار یهودا حمله آورد و آنها را متصرف شد. 2 پادشاه آشور نمایندۀخود را با…

اِشعیا 37

پیشگویی رهایی اورشلیم 1 حِزِقیای پادشاه چون این سخنان را شنید، جامه بر تن درید و پلاس در بر کرده، به خانۀ خداوند درآمد. 2 سپس اِلیاقیم رئیس امور دربار،…

اِشعیا 38

بیماری حِزِقیا 1 در آن ایام حِزِقیا بیمار و مُشرف به موت شد. اِشعیای نبی پسر آموص به عیادت او رفت و گفت: «خداوند چنین می‌فرماید: تدارک خانۀ خود ببین،…

اِشعیا 39

فرستادگانی از بابِل 1 در آن زمان مِرودَک‌بَلَدان، پسر بَلَدان پادشاه بابِل، نامه‌ها و هدیه‌ای برای حِزِقیا فرستاد، زیرا شنیده بود که بیمار بوده و صحت یافته است. 2 حِزِقیا…

اِشعیا 40

تسلی برای قوم خدا 1 تسلی دهید! قوم مرا تسلی دهید! خدای شما می‌گوید. 2 به اورشلیم سخنان دلگرم‌کننده بگویید و او را ندا در دهید که دوران زحمت طاقت‌فرسایش…