دانیال 11
1 و در نخستین سالِ داریوش مادی، مننیز ایستادم تا اورا پشتیبانی و تقویت کنم. پادشاهان شمال و جنوب 2 «اکنون حقیقت را به تو اعلام میکنم. اینک سه پادشاهِ…
1 و در نخستین سالِ داریوش مادی، مننیز ایستادم تا اورا پشتیبانی و تقویت کنم. پادشاهان شمال و جنوب 2 «اکنون حقیقت را به تو اعلام میکنم. اینک سه پادشاهِ…
دانیال و دوستانش در بابِل 1 در سالِ سوّمِ سلطنتِ یِهویاقیم پادشاه یهودا، نبوکدنصر پادشاه بابِل به اورشلیم آمد و آن را محاصره کرد. 2 خداوندگار، یِهویاقیم پادشاه یهودا را…
خواب نبوکدنصر 1 در سال دوّمِ سلطنتِ نبوکدنصر، نبوکدنصر خوابی دید؛ روحش پریشان شد، و خواب از چشمانش برفت. 2 پس پادشاه فرمان داد که ساحران و افسونگران و جادوگران…
دانیال و دوستانش در بابِل 1 در سالِ سوّمِ سلطنتِ یِهویاقیم پادشاه یهودا، نبوکدنصر پادشاه بابِل به اورشلیم آمد و آن را محاصره کرد. 2 خداوندگار، یِهویاقیم پادشاه یهودا را…
خواب نبوکدنصر 1 در سال دوّمِ سلطنتِ نبوکدنصر، نبوکدنصر خوابی دید؛ روحش پریشان شد، و خواب از چشمانش برفت. 2 پس پادشاه فرمان داد که ساحران و افسونگران و جادوگران…
تمثال طلا 1 نبوکدنصرِ پادشاه تمثالی از طلا ساخت، به بلندی شصت ذِراعو پهنای شش ذِراع؛ و آن را در دشت دورا واقع در ولایت بابِل بر پا داشت. 2…
نبوکدنصر خدا را میستاید 1 از نبوکدنصرِ پادشاه، به همۀ قومها و ملتها و زبانها که بر تمامی زمین ساکنند: سلامتی شما افزون باد! 2 مرا چنین پسند آمد تا…
نوشتهای بر دیوار 1 بِلشَصَّرِ پادشاه ضیافتی بزرگ برای هزار تن از بزرگان خود بر پا داشت و با آن هزار تن به نوشیدن شراب پرداخت. 2 بِلشَصَّر به هنگام…
دانیال در چاه شیران 1 داریوش مصلحت دانست که صد و بیست ساتْراپ بر مملکت بگمارد تا بر تمامی مملکت باشند 2 و بر آنها نیز سه وزیر، که یکی…
خواب دانیال دربارۀ چهار وحش 1 در سال نخستِ بِلشَصَّر، پادشاه بابِل، دانیال در رؤیاهای سرش بر بسترش، خوابی دید. پس خواب را نوشت و خلاصۀ مطلب را بیان کرد….