روت 1
بیوه شدن نَعومی 1 در ایامی که داوران حکم میراندند، در سرزمین اسرائیلقحطی شد. پس، مردی از بِیتلِحِمِ یهودا، با همسر و دو پسرش به دیار موآب رفت تا در…
بیوه شدن نَعومی 1 در ایامی که داوران حکم میراندند، در سرزمین اسرائیلقحطی شد. پس، مردی از بِیتلِحِمِ یهودا، با همسر و دو پسرش به دیار موآب رفت تا در…
ملاقات روت و بوعَز 1 و اما نَعومی خویشاوندی از طرف شوهر داشت بوعَز نام که مردی بود سرشناس از خاندان اِلیمِلِک. 2 روزی روتِ موآبی به نَعومی گفت: «رخصت…
روت و بوعَز در خرمنگاه 1 روزی نَعومی، مادرشوهر روت، وی را گفت: «دخترم، آیا به جهت تو آسایش نجویم تا برایت نیکو شود؟ 2 آیا بوعَز که تو با…
بازخرید روت 1 و اما بوعَز به دروازۀ شهر رفت و آنجا بنشست. اینک آن ولیّ که بوعَز دربارهاش سخن گفته بود، میگذشت. پس بوعَز گفت: «فلانی، بدین سو آمده،…