غزل غزلها 1
1 غزل غزلها که از آنِ سلیمان است. 2 مرا به بوسههای لبانت ببوس، زیرا که عشق تو از شراب نیکوتر است! 3 رایحۀ عطرهایت چه دلانگیز است! نامت همچون…
1 غزل غزلها که از آنِ سلیمان است. 2 مرا به بوسههای لبانت ببوس، زیرا که عشق تو از شراب نیکوتر است! 3 رایحۀ عطرهایت چه دلانگیز است! نامت همچون…
1 من نرگسِ شارونم، من سوسن وادیهایم. 2 همچون سوسنی در میان خارها، همچنان است دلدار من در میان دختران! 3 همچون درخت سیبی در میان درختان جنگل، همچنان است…
1 شبانگاهان بر بستر خویش، او را که جانم دوست میدارد جُستم؛ او را جُستم، و نیافتم! 2 گفتم، «حال برخاسته، شهر را سراسر خواهم پیمود، و در هر کوی…
1 تو چه زیبایی، ای نازنین من، وَه که چه زیبایی! چشمان تو از پسِ رویبَندت به کبوتران مانَد. گیسوانت همچون گلۀ بزهاست که از دامنههای جِلعادفرود آیند. 2 دندانهایت…
1 من به باغ خویش درآمدهام، ای خواهرم و ای عروسم! مُر خود را گرد آوردهام، با عطر خویش؛ شانۀ عسل خود را خوردهام، با عسل خویش؛ شرابِ خود را…
1 ای دلرباترینِ زنان، دلدادۀ تو کجا رفته است؟ دلدادۀ تو به کدامین راه روی کرده، تا او را با تو بجوییم؟ 2 دلدادۀ من به باغ خویش رفته است،…
1 چه زیباست پاهای تو در صَندَلها، ای دختر نجیبزاده! انحنای رانهایت مانند گوهرهاست، کارِ دستان هنرمند! 2 نافِ تو همچون پیالهای گِرد است، که هرگز از شرابِ آمیخته خالی…
1 کاش مرا همچون برادری میبودی که از سینۀ مادرم شیر خورده است، آنگاه چون تو را در بیرون مییافتم، میبوسیدم، و کسی بر من به دیدۀ حقارت نمینگریست. 2…