مزمور 21

پادشاه در قوّت خداوند شادی می‌کند برای سالار سرایندگان. مزمور داوود. 1 خداوندا، در قوّت تو پادشاه شادی می‌کند، و در نجات تو چه بسیار به وجد می‌آید! 2 تو…

مزمور 22

چرا مرا واگذاشتی؟ برای سالار سرایندگان: در مایۀ ’غزال سحرگاهی‘. مزمور داوود. 1 ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا واگذاشتی و از نجات من و سخنان فغانم دوری؟…

مزمور 23

خداوند شبان من است مزمور داوود. 1 خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. 2 در چراگاههای سرسبز مرا می‌خواباند؛ نزد آبهای آرامبخش رهبری‌ام می‌کند. 3 جان…

مزمور 24

شاه جلال مزمور داوود. 1 زمین و هرآنچه در آن است از آن خداوند است، جهان و همۀ ساکنانش. 2 زیرا که او اساسِ آن را بر دریاها نهاد و…

مزمور 25

طریقهای خود را به من بیاموز مزمور داوود. 1 خداوندا، جان خود را به سوی تو برمی‌افرازم؛ 2 ای خدای من، بر تو توکل می‌دارم؛ مگذار سرافکنده شوم، و دشمنانم…

مزمور 26

خداوندا، حکم بر برائتم ده مزمور داوود. 1 خداوندا، حکم بر برائتم ده، زیرا که من در صداقت خویش گام برداشته‌ام، و بی‌تزلزل بر خداوند توکل کرده‌ام. 2 خداوندا، مرا…

مزمور 27

خداوند نور و نجات من است مزمور داوود. 1 خداوند نور من و نجات من است؛ از که بترسم؟ خداوند پناهگاه جان من است؛ از که هراسان شوم؟ 2 چون…

مزمور 28

خداوند نیرو و سپر من است مزمور داوود. 1 ای خداوند، ای صخرۀ من، تو را می‌خوانم گوش خویش بر من مبند. مبادا اگر خاموش بمانی، همچون کسانی گردم که…

مزمور 29

وصف خداوند را بگویید مزمور داوود. 1 ای آسمانیان،وصف خداوند را بگویید! وصف جلال و قوّتِ خداوند را بگویید! 2 وصف جلال نام خداوند را بگویید! خداوند را در فَرّ…

مزمور 30

صبحگاهان شادمانی فرا می‌رسد مزمور داوود. سرودی برای تخصیص معبد. 1 خداوندا، تو را تمجید می‌کنم، زیرا که مرا بالا کشیدی، و نگذاشتی دشمنانم بر من شادی کنند. 2 ای…