۱سموئیل 12

خطابۀ خداحافظی سموئیل 1 سموئیل به تمامی اسرائیل گفت: «اینک هرآنچه را به من گفتید، شنیدم، و پادشاهی بر شما گماشتم. 2 اکنون پادشاه شما را رهبری می‌کند.اما من پیر…

۱سموئیل 13

نبرد شائول با فلسطینیان 1 شائول سی سالهبود که پادشاه شد، و چهلو دو سال بر اسرائیل سلطنت کرد. 2 شائول سه هزار مرد از اسرائیل برگزید؛ دو هزار تن…

۱سموئیل 14

حملۀ یوناتان به فلسطینیان 1 روزی یوناتان، پسر شائول، به جوانی که سلاحش را حمل می‌کرد گفت: «بیا تا به قراول فلسطینیان که در آن طرف است بگذریم.» ولی به…

۱سموئیل 15

برکناری شائول از سلطنت 1 و اما سموئیل به شائول گفت: «مَنَم آن که خداوند فرستاد تا تو را به پادشاهیِ قومش اسرائیل مسح کنم؛ پس اکنون به پیام خداوند…

۱سموئیل 16

مَسح داوود به پادشاهی 1 و اما خداوند به سموئیل گفت: «تا به کی برای شائول ماتم می‌گیری حال آنکه من او را از پادشاهی بر اسرائیل رد کرده‌ام؟ روغندانخویش…

۱سموئیل 17

داوود و جُلیات 1 و اما فلسطینیان لشکریان خود را برای نبرد گرد آورده، در سوکویِ یهودا جمع شدند، و در اِفِس‌دَمیم، جایی میان سوکو و عَزیقَه، اردو زدند. 2…

۱سموئیل 18

دوستی داوود و یوناتان 1 چون داوود از سخن گفتن با شائول فارغ شد، دل یوناتان به دل داوود چسبید، و یوناتان داوود را همچون جان خویش دوست می‌داشت. 2…

۱سموئیل 19

شائول در پی قتل داوود 1 شائول به پسرش یوناتان و به همۀ خدمتگزاران خویش فرمان داد تا داوود را بکشند. اما یوناتان، پسر شائول، داوود را بسیار دوست می‌داشت….

۱سموئیل 20

هشدار یوناتان به داوود 1 و اما داوود از نایوتِ رامَه گریخته، نزد یوناتان رفت و گفت: «مگر من چه کرده‌ام؟ جرم من چیست؟ در حضور پدرت چه گناهی کرده‌ام…

۱سموئیل 21

داوود در نوب 1 داوود به نوب نزد اَخیمِلِکِ کاهن رفت. اَخیمِلِک لرزان به استقبالش آمد و پرسید: «چرا تنهایی و کسی با تو نیست؟» 2 داوود به او گفت:…