۱پادشاهان 18

ایلیا و عوبَدیا 1 پس از روزهای بسیار، کلام خداوند در سال سوّم بر ایلیا نازل شده، گفت: «برو و خود را به اَخاب بنما و من بر زمین باران…

۱پادشاهان 19

ایلیا به کوه حوریب می‌گریزد 1 اَخاب ایزابل را از هرآنچه ایلیا کرده بود و اینکه چگونه تمامی انبیا را به شمشیر کشته بود، آگاه ساخت. 2 پس ایزابل قاصدی…

۱پادشاهان 20

حملۀ بِن‌هَدَد به سامِرِه 1 و اما بِن‌هَدَد، پادشاه اَرام، تمامی لشکر خود را گرد آورد. سی و دو پادشاه با اسبان و ارابه‌ها همراهش بودند. او برآمده، سامِرِه را…

۱پادشاهان 21

تاکستان نابوت 1 و اما نابوتِ یِزرِعیلی در یِزرِعیل تاکستانی کنار کاخ اَخاب پادشاه سامِرِه داشت. 2 اَخاب نابوت را گفت: «تاکستانت را به من بده تا برایم باغ سبزیجات…

۱پادشاهان 22

نبوّت میکایا بر ضد اَخاب 1 تا سه سال میان اَرام و اسرائیل جنگی درنگرفت. 2 اما در سال سوّم، یَهوشافاط، پادشاه یهودا نزد پادشاه اسرائیل فرود آمد. 3 پادشاه…

۲پادشاهان 1

داوری خداوند بر اَخَزیا 1 پس از مرگ اَخاب، موآب بر اسرائیل شورید. 2 و اما اَخَزیا، از پنجرۀ بالاخانۀ خویش در سامِرِه به زیر افتاده و مجروح گشته بود….

۲پادشاهان 2

به آسمان برده شدنِ ایلیا 1 هنگامی که خداوند بر آن بود تا ایلیا را در گردبادی به آسمان بالا بَرد، ایلیا و اِلیشَع از جِلجال بیرون می‌آمدند. 2 ایلیا…

۲پادشاهان 3

شورش موآب 1 یورام پسر اَخاب در هجدهمین سالِ یِهوشافاط، پادشاه یهودا، در سامِرِه پادشاه اسرائیل شد و دوازده سال سلطنت کرد. 2 یورام آنچه را که در نظر خداوند…

۲پادشاهان 4

روغن بیوه‌زن 1 روزی زن یکی از گروه انبیا التماس‌کنان به اِلیشَع گفت: «خدمتگزار تو، شوهرم، درگذشته است. همان‌گونه که می‌دانی، او ترس خداوند را بر دل داشت. اما اکنون…

۲پادشاهان 5

شفای نَعَمان از جذام 1 و نَعَمان، سردار لشکر پادشاه اَرام، در نظر سرورش مردی بزرگ و محترم بود، زیرا خداوند به واسطۀ او پیروزی نصیب اَرام کرده بود. نَعَمان…