عِزرا 8

کسانی که با عِزرا بازگشتند 1 اینانند سران خاندانها و کسانی که با ایشان ثبت شدند و در ایام سلطنت اردشیرِ پادشاه با من از بابِل برآمدند: 2 از خاندان…

عِزرا 9

دعای عِزرا 1 پس از انجام این امور، رهبران قوم نزد من آمده، گفتند: «قوم اسرائیل و کاهنان و لاویان خویشتن را از اقوام بیگانه جدا نگاه نداشته‌اند بلکه مطابق…

عِزرا 10

اعتراف قوم به گناه 1 چون عِزرا دعا و اعتراف می‌کرد و گریه‌کنان نزد خانۀ خدا روی بر خاک نهاده بود، گروهی بسیار عظیم از مردان و زنان و کودکان…

نِحِمیا 1

1 سخنان نِحِمیا پسر حَکَلیا: خبر تأسف‌بار از وضع اورشلیم در ماه کیسلِو از سال بیستم، زمانی که من در مقر پادشاهی شوش بودم، 2 حَنانی، یکی از برادرانم، با…

نِحِمیا 2

تقاضای نِحِمیا از پادشاه 1 در ماه نیسان، از سال بیستمِ اردشیر شاه، آنگاه که شراب پیش وی بود، من شراب را برگرفته، به پادشاه دادم. پیش از آن هرگز…

نِحِمیا 3

بنای حصار 1 آنگاه اِلیاشیب کاهن اعظم، با برادران کاهنش برخاستند و دروازۀ گوسفند را بنا کردند. ایشان آن را تقدیس کرده، درهایش را بر پا داشتند. آنان حصاررا تا…

نِحِمیا 4

مخالفت با بنای حصار 1 و اما چون سَنبَلَط شنید که ما مشغول بنای حصار هستیم، خشمگین شده، بسیار غضبناک گردید و یهودیان را به ریشخند گرفت. 2 او در…

نِحِمیا 5

مقابله با ستمگری 1 و اما جمعی از مردان با زنانشان فریادی عظیم بر ضد برادران یهودی‌شان برآوردند. 2 برخی از ایشان می‌گفتند: «شمار ما و پسران و دخترانمان بسیار…

نِحِمیا 6

دسیسه علیه نِحِمیا 1 چون سَنبَلَط و طوبیا و جِشِمِ عَرَب و دیگر دشمنان ما شنیدند که حصار را بنا کرده‌ام و هیچ شکافی در آن باقی نمانده است، هرچند…

نِحِمیا 7

1 چون حصار بنا شد و در‌هایش را بر پا داشتم، و نگهبانان، سرایندگان و لاویان تعیین شدند، 2 ادارۀ امور اورشلیم را به برادرم حَنانی، و حَنَنیا فرماندۀ اَرگ،…