اِستر 5

ضیافت اِستر 1 در روز سوّم، اِستر جامۀ ملوکانه بر تن کرد و در صحن اندرونی کاخ شاهی، مقابل اقامتگاه شاه ایستاد. پادشاه در تالار سلطنت، روبه‌روی درب ورودی کاخ،…

اِستر 6

تقدیر از مُردِخای 1 آن شب خواب از چشمان پادشاه رفت؛ پس فرمان داد تا کتاب کارهای به یاد ماندنی را که همان تواریخ ایام باشد نزدش بیاورند و آن…

اِستر 7

بر دار شدن هامان 1 پس پادشاه و هامان رفتند تا با شهبانو اِستر در ضیافت شرکت کنند. 2 روز دوّم نیز، به هنگام نوشیدن شراب، پادشاه از استر پرسید:…

اِستر 8

فرمان پادشاه در حمایت از یهودیان 1 در آن روز، خشایارشای پادشاه خانۀهامان، دشمنِ یهودیان را به شهبانو اِستر بخشید. و مُردِخای به پیشگاه پادشاه راه یافت، زیرا اِستر پادشاه…

اِستر 9

پیروزی یهودیان 1 اینک در روز سیزدهم از ماه دوازدهم که ماه اَذار باشد، هنگامی که می‌بایست فرمان و حکم شاه اجرا شود، یعنی همان روزی که دشمنان یهودیان امیدوار…

اِستر 10

عظمت مُردِخای 1 خشایارشای پادشاه بر سرزمینها و جزایر دریاخَراج گذاشت. 2 همۀ کارهای مقتدرانه و پر قدرت او، و گزارش کامل بزرگی مُردِخای که پادشاه او را بدان بزرگ…

ایوب 1

ایوب، مردی خداترس 1 در دیار عوص مردی بود ایوب نام. آن مرد بی‌عیب و صالح بود؛ از خدا می‌ترسید و از بدی اجتناب می‌کرد. 2 برای ایوب هفت پسر…

ایوب 2

آزمایش دوّم ایوب 1 روزی دیگر پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند شرفیاب شوند. شیطان نیز در میان آنها آمد تا به حضور خداوند شرفیاب شود. 2 خداوند از…

ایوب 3

ایوب زادروزش را نفرین می‌کند 1 پس از آن، ایوب لب به سخن گشود و زادروز خود را نفرین کرد. 2 ایوب گفت: 3 «نابود باد روزی که در آن…

ایوب 4

گفتار اِلیفاز 1 آنگاه اِلیفازِ تیمانی در پاسخ گفت: 2 «اگر کسی بخواهد سخنی با تو بگوید، آیا تاب خواهی داشت؟ اما کیست که بتواند از سخن گفتن بازایستد؟ 3…