مزمور 14

ابله می‌گوید خدایی نیست برای سالار سرایندگان. مزمور داوود. 1 ابلهدر دل خود می‌گوید: «خدایی نیست!» اینان فاسدند و کارهایشان کراهت‌آور است! نیکوکاری نیست! 2 خداوند از آسمان بر بنی…

مزمور 15

کیست که در کوه مقدست ساکن گردد مزمور داوود. 1 خداوندا، کیست که در خیمۀ تو میهمان شود؟ و کیست که در کوه مقدست ساکن گردد؟ 2 آن که در…

مزمور 16

جان مرا ترک نخواهی گفت غزل داوود. 1 خدایا، مرا محافظت فرما، زیرا که در تو پناه جُسته‌ام. 2 خداوند را گفتم: «تویی خداوندگار من؛ جز تو مرا چیز نیکویی…

مزمور 17

در سایۀ بالهایت پنهانم کن دعای داوود. 1 خداوندا، دادخواهی مرا بشنو؛ و به فریادم توجه فرما. به دعایم گوش فرا ده، که از لبانی بی‌ریا برمی‌آید. 2 دادِ من…

مزمور 18

خداوند صخرۀ من است برای سالار سرایندگان. مزمور داوود، خدمتگزار خداوند. داوود این سرود را هنگامی سرایید که خداوند او را از چنگ تمام دشمنان و از چنگ شائول رهانید….

مزمور 19

شریعت خداوند کامل است برای سالار سرایندگان. مزمور داوود. 1 آسمان جلال خدا را بیان می‌کند، و فَلَک از عمل دستهایش سخن می‌گوید. 2 روز تا روز، کلام را جاری…

مزمور 20

ما نام یهوه را ذکر خواهیم کرد برای سالار سرایندگان. مزمور داوود. 1 خداوند تو را در روز تنگی مستجاب فرما‌ید؛ نامِ خدای یعقوب تو را محافظت کند! 2 از…

مزمور 21

پادشاه در قوّت خداوند شادی می‌کند برای سالار سرایندگان. مزمور داوود. 1 خداوندا، در قوّت تو پادشاه شادی می‌کند، و در نجات تو چه بسیار به وجد می‌آید! 2 تو…

مزمور 22

چرا مرا واگذاشتی؟ برای سالار سرایندگان: در مایۀ ’غزال سحرگاهی‘. مزمور داوود. 1 ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا واگذاشتی و از نجات من و سخنان فغانم دوری؟…

مزمور 23

خداوند شبان من است مزمور داوود. 1 خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. 2 در چراگاههای سرسبز مرا می‌خواباند؛ نزد آبهای آرامبخش رهبری‌ام می‌کند. 3 جان…