جامعه 5

ترس خدا 1 چون به خانۀ خدا می‌روی، مراقب قدمهایت باش. زیرا نزدیک آمدن برای شنیدن بهتر است از تقدیم قربانیِ احمقان، زیرا نمی‌دانند کاری بد انجام می‌دهند. 2 به…

جامعه 6

1 و بلایی دیگر زیر آفتاب دیدم که بر آدمیان سخت سنگینی می‌کند: 2 آن که خدا به او ثروت و اموال و عزّت می‌دهد، به گونه‌ای که از هرآنچه…

جامعه 7

حکمت در برابر حماقت 1 نیکنامی از عطرِ خوشبو بهتر است، و روز وفات از روز ولادت. 2 رفتن به خانۀ ماتم بِه از رفتن به خانۀ جشن؛ زیرا مرگ…

جامعه 8

1 کیست مانند شخص حکیم، و کیست که تفسیر امور را بداند؟ حکمتِ آدمی چهره‌اش را تابان می‌سازد، و گرفتگی سیمایش تبدیل می‌یابد. اطاعت از پادشاه 2 می‌گویم: حکم پادشاه…

جامعه 9

یک واقعه برای همه 1 پس دل خویش را به بررسی تمام این امور معطوف ساختم، که چگونه پارسایان و حکیمان و اعمالشان در دست خداست. آدمی نمی‌داند چه چیز…

جامعه 10

1 چنانکه مگسانِ مرده روغن عطّار را متعفن می‌سازند، همچنان اندک حماقت بر حکمت و عزّت می‌چربَد. 2 دلِ مرد حکیم او را به سمت راست مایل می‌سازد، دلِ مرد…

جامعه 11

نان خود را بر آبها بفرست 1 نان خود را بر آبها بفرست، زیرا پس از روزهای بسیار آن را باز خواهی یافت. 2 قسمتی به هفت، بلکه به هشت…

جامعه 12

1 پس آفرینندۀ خود را در روزهای جوانی‌ات به یاد آور، پیش از آنکه روزهای بلا فرا رسد، و سالهایی بیاید که بگویی: «مرا از اینها لذتی نیست»؛ 2 پیش…

غزل غزل‌ها 1

1 غزل غزلها که از آنِ سلیمان است. 2 مرا به بوسه‌های لبانت ببوس، زیرا که عشق تو از شراب نیکوتر است! 3 رایحۀ عطرهایت چه دل‌انگیز است! نامت همچون…

غزل غزل‌ها 2

1 من نرگسِ شارونم، من سوسن وادیهایم. 2 همچون سوسنی در میان خارها، همچنان است دلدار من در میان دختران! 3 همچون درخت سیبی در میان درختان جنگل، همچنان است…