غزل غزلها 3
1 شبانگاهان بر بستر خویش، او را که جانم دوست میدارد جُستم؛ او را جُستم، و نیافتم! 2 گفتم، «حال برخاسته، شهر را سراسر خواهم پیمود، و در هر کوی…
1 شبانگاهان بر بستر خویش، او را که جانم دوست میدارد جُستم؛ او را جُستم، و نیافتم! 2 گفتم، «حال برخاسته، شهر را سراسر خواهم پیمود، و در هر کوی…
1 تو چه زیبایی، ای نازنین من، وَه که چه زیبایی! چشمان تو از پسِ رویبَندت به کبوتران مانَد. گیسوانت همچون گلۀ بزهاست که از دامنههای جِلعادفرود آیند. 2 دندانهایت…
1 من به باغ خویش درآمدهام، ای خواهرم و ای عروسم! مُر خود را گرد آوردهام، با عطر خویش؛ شانۀ عسل خود را خوردهام، با عسل خویش؛ شرابِ خود را…
1 ای دلرباترینِ زنان، دلدادۀ تو کجا رفته است؟ دلدادۀ تو به کدامین راه روی کرده، تا او را با تو بجوییم؟ 2 دلدادۀ من به باغ خویش رفته است،…
1 چه زیباست پاهای تو در صَندَلها، ای دختر نجیبزاده! انحنای رانهایت مانند گوهرهاست، کارِ دستان هنرمند! 2 نافِ تو همچون پیالهای گِرد است، که هرگز از شرابِ آمیخته خالی…
1 کاش مرا همچون برادری میبودی که از سینۀ مادرم شیر خورده است، آنگاه چون تو را در بیرون مییافتم، میبوسیدم، و کسی بر من به دیدۀ حقارت نمینگریست. 2…
1 رؤیای اِشعیا پسر آموص، که آن را در زمان عُزّیا، یوتام، آحاز و حِزِقیا، پادشاهان یهودا، دربارۀ یهودا و اورشلیم دید. عِصیانگری یهودا 2 ای آسمان بشنو! و ای…
کوه خداوند 1 این است کلامی که اِشعیا فرزند آموص دربارۀ یهودا و اورشلیم دید: 2 در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانۀ خداوند بالاتر از تمامی کوهها…
داوری بر اورشلیم و یهودا 1 اکنون خداوندگار، خدای لشکرها، هر تکیهگاهی را از اورشلیم و یهودا برمیگیرد؛ هر تکیهگاه به جهت خوراک و هر تکیهگاه به جهت آب را….
1 در آن روز هفت زن دست به دامان یک مرد شده، خواهند گفت: «نان خود را خواهیم خورد و جامۀ خود را خواهیم پوشید؛ تنها نام تو بر ما…