حِزقیال 2
دعوت حِزقیال 1 مرا گفت: «ای پسر انسان، بر پای خود بایست تا با تو سخن گویم.» 2 و چون با من سخن میگفت، روح به من درآمد و مرا…
دعوت حِزقیال 1 مرا گفت: «ای پسر انسان، بر پای خود بایست تا با تو سخن گویم.» 2 و چون با من سخن میگفت، روح به من درآمد و مرا…
1 مرا گفت: «ای پسر انسان، آنچه را در اینجا میبینی، بخور. این طومار را بخور و رفته، با خاندان اسرائیل سخن بگو.» 2 پس دهان خود را گشودم و…
نِمادی از محاصرۀ اورشلیم 1 «و تو ای پسر انسان، خِشتی برگیر و در برابر خود بگذار و نقش شهر اورشلیم را بر آن حَک کن. 2 سپس آن را…
نابودی اورشلیم 1 «و تو ای پسر انسان، برای خود شمشیری تیز بگیر و آن را چون تیغ سرتراشان به کار بَر و موی سر و ریش خود را با…
داوری بر بتپرستی 1 کلام خداوند بر من نازل شده، مرا گفت: 2 «ای پسر انسان، روی به جانب کوههای اسرائیل کرده، بر ضد آنها نبوّت کن؛ 3 بگو، ای…
روز غضب خداوند 1 کلام خداوند بر من نازل شده، مرا گفت: 2 «ای پسر انسان، خداوندگارْ یهوه به سرزمین اسرائیل چنین میگوید: پایان! پایان کار برای چهار گوشۀ این…
اعمال قبیح در معبد 1 در سال ششم، در روز پنجم از ماه ششم، هنگامی که در خانۀ خود نشسته بودم و مشایخ یهودا نیز در برابرم نشسته بودند، دست…
کشتار بتپرستان 1 آنگاه شنیدم که خداوند به بانگ بلند ندا در داده، گفت: «ای کسانی که به مجازات شهر برگماشته شدهاید، نزدیک آیید! هر یک آلت قتّالۀ خود را…
دور شدن جلال 1 آنگاه نگریستم، و اینک بر فَلَکی که بر فراز سر کروبیان بود، چیزی شبیه تختی از یاقوت کبود پدیدار شد. 2 و خداوند آن مرد کتانپوش…
داوری بر رهبران اسرائیل 1 آنگاه روح، مرا برگرفت و به دروازۀ شرقی خانۀ خداوند آورد که روی به جانب مشرق دارد. و اینک نزد دهنۀ دروازه بیست و پنج…