حِزقیال 42
اتاقهای کاهنان 1 آنگاه مرا به جانب شمال به صحن بیرونی برد، به اتاقهایی که مقابل محوطۀ باز قرار داشتند یعنی روبهروی جانب شمالی عمارت. 2 طول آنها بر روی…
اتاقهای کاهنان 1 آنگاه مرا به جانب شمال به صحن بیرونی برد، به اتاقهایی که مقابل محوطۀ باز قرار داشتند یعنی روبهروی جانب شمالی عمارت. 2 طول آنها بر روی…
جلال خداوند بر معبد 1 سپس آن مرد مرا به دروازهای برد که رو به جانب شرق داشت. 2 و هان جلال خدای اسرائیل از جانب شرق میآمد. صدای آمدنش…
دروازۀ بسته 1 سپس آن مرد مرا به دروازۀ بیرونیِ قُدس که رو به جانب شرق داشت، برد. و آن دروازه بسته بود. 2 خداوند مرا گفت: «این دروازه باید…
محدودۀ مقدس 1 «چون زمین را بر حسب قرعه به عنوان میراث تقسیم میکنید، بخشی از آن را به طول بیست و پنج هزار ذِراعو عرض بیست و پنج هزار…
حاکم و جشنها 1 «خداوندگارْ یهوه چنین میفرماید: دروازۀ صحن درونی که رو به جانب شرق دارد، شش روزِ کاری بسته باشد، اما در روز شَبّات بازگردد، و در روز…
نهر جاری از معبد 1 آنگاه مرا به درِ معبد بازگردانید، و اینک آبها از زیر آستانۀ معبد به سوی مشرق جاری بود، زیرا معبد رو به جانب شرق داشت….
1 «این است نامهای قبایل: از شمالیترین نقطه در کنار راه حِتلون به لِبوحَمات، تا حَصَرعینان، که در سرحد شمالی دمشق و مقابل حَمات است، از جانب شرقی تا جانب…
دانیال و دوستانش در بابِل 1 در سالِ سوّمِ سلطنتِ یِهویاقیم پادشاه یهودا، نبوکدنصر پادشاه بابِل به اورشلیم آمد و آن را محاصره کرد. 2 خداوندگار، یِهویاقیم پادشاه یهودا را…
خواب نبوکدنصر 1 در سال دوّمِ سلطنتِ نبوکدنصر، نبوکدنصر خوابی دید؛ روحش پریشان شد، و خواب از چشمانش برفت. 2 پس پادشاه فرمان داد که ساحران و افسونگران و جادوگران…
تمثال طلا 1 نبوکدنصرِ پادشاه تمثالی از طلا ساخت، به بلندی شصت ذِراعو پهنای شش ذِراع؛ و آن را در دشت دورا واقع در ولایت بابِل بر پا داشت. 2…